برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی
ببخشید که دور پست میزارم اخه مشغله ام زیاد شده . دیروز خودمو شکل پلیس مرد کردمو به مدیر مدرسه گفتم و خیلی ذوق کرد و گفت خیلی ایده جالبیه ... خلاصه که من لباس اراد رو سرشونه اش با کاغذ رنگی نشون پلیس درست کردمو روی جیبش هم یه نشون دیگه گذاشتمو وسایل پلاستیکی پلیسی هم خریداریمو شلوار مشکی و کمربند مشکی بستمو اسلحه و دستبند و بیسیم پلاستیکی رو هم گذاشتم توی کمر بند شلوارمو سیبلی هم گذاشتم و یه کلاه هم روسرم صدامم مردونه بچه های مدرسه نگام میکردم میگفتن
برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی
برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی
خداروشکر کارامو انجام دادم و خیالم راحت شد ... برا چهارشنبه که جشن داریم توی مدرسه خودمو شکل ننه سرما میخوام بکنم تا برا بچه ها شعر بخونمو توی کیفم بهشون شکلات بدم و شرح بدم که اصلا این شب یلدا چیه و چرا ما جشن میگیریم اصلا ... از الان لباسای چهارشنبه رو اماده کردم گذاشتم .. اناراهم درست کردم بردم توی مدرسه که یادم نره یه وقتی .. در زمان حاضر اراد اومده بود داخل مدرسه که بهم کارت رو بده تا سر راه یه چیزی رو پرداخت کنم منم سر کلاس بودم ...
برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی
برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی
خیلی زیاد از مهرسا گفتم و اینبار خواستم مهرسا رو بهتون معرفی کنم ... مهرسا دختری هستش که گاهی اوقات از اخر کلاس میادو میگه من یه بغل گنده میخوام و دستای کوچولو وبا نمکشو باز میکنه چطور میشه بهش جواب رد بدی اخه واقعا نمیشه بهش گفت من دارم درس میدم و وسط کلاسم ... برا همین بهش اجازه میدم بغلم کنه یهو همه کلاس دو میزنن که منم میخوام و منم دستامو باز میکنم و میگم باشه شماهم بیاید چیکارتون کنم دیگه اون لحظه ای هستش که من بهشون نگاه میکنم و میگم کاش نرین و
برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی
برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی
برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی
برچسب:
نویسنده: کیارش فراهانی