خرید بک لینک

چند روزیه آراد خونه نیستش و برای کارش مجبور شده با داداشش برن شهر دیگه تا کارای شرکتی رو انجام بدن ...

یجورایی خونه خیلی بدون آراد ساکت و بی روحه و ادم میترسه امیدوارم زودی برگرده

امروز توی مدرسه از اداره اموزش و پرورش اومده بودن ویه سری سوالا میکردن و از بچه ها هم سوال میپرسیدن و اوناهم جواب میدادن خداروشکر که سر بلندم کردن یه سری هاشونم بلد بودن ولی خجالت میکشبدن و میومدن بغلم یا پشت سرم قایم میشدن

هفته ی دیگه شب یلدا هستشو من کلی کار نکرده دارم که باید اخر هفته رو اختصاص بدم تا اونا رو انجام بدم هم برای مدرسه باید تدارک ببینم و هم برای خونه ،چون مامان آراد دعوتمون کرده و دست خالی برم خیلی زشت میشه .پس باید اخر هفته کاردستی هایی که شکل اناره رو درست کنم .

راستش میخوام با مقوا شکل انار درست کنم و وسط دو تا انار قرص رنگی بریزمو بدم به بچه ها ...

پس باید درست کنم که اماده باشه که فکر دیگه ای نداشته باشم ...

فاطی هم که قراره عقد کنه باید یه سری هم با هاش برم سفارش چون موقع ازدواج من خیلی کمکم کرد ...

بابام هم مدام زنگ میزنه که بیا بهمون سر بزن ولی وقت نکردم برم فقط بابام میاد خونمون گاهی اوقات ..

باورم نمیشه از وقتی عروسی کردم خونه بابام نرفتم حتما اخر این هفته باید برم چه تنها باشم ،چه با آراد ..

روی یخچال خونم یه کاغذ چسبوندم از کارایی که باید انجام بدم ولی هیچکدوم تیک نخورده متاسفانه

¤سفارش با مریم

¤درست کردن کاردستی بچه ها

¤تهیه برای خونه خودم

¤سر زدن به مریم خانم و تمیز کردن حوضش

¤ترو تمیز کردن خونه ام

¤رفتن خونه بابام

¤شستن تمام لباسا

¤رسیدگی به گل و پرداخت قبض

همه اینا باید همین هفته انجام بشه

روز آینده هم سه شنبه هست و من فقط عصرا تعطیلم

اراد هم پنج شنبه برمیگرده و من باید تا اون موقع همه کارا رو انجام داده باشم

یجورایی حس میکنم به برق وصلم

پ .ن :ایده ای دارید برای سرعت بخشیدن به کارا بهم بگید خوشحال میشم

برچسب: نویسنده: کیارش فراهانی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 16:56

صفحه بندی